تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


داستان عاشقانه


    پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !

    دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟

    پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟

    دختر : وااااای . . . از دست تو !

    پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟

    دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !

    پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟

    دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده بود ؟

    پسر : دلم ! آها یه کم می پیچه ! ازدیشب تاحالا !

    دختر : واقعا که !

    پسر : خب چیه ؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟

    دختر : لوووس !


    بقیه در ادامه مطلب


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : دختر ,باشه ,
    داستان عاشقانه

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 3 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر